-
تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 15:41
انقدر از آخرین باری که اینجا نوشتم میگذره که حتی یادم نمیومد چجوری و از کجا اومدم بگم نیمه شب وسط پاییزه، دقیقا تقریبا وسطش و من مثل همه ی عمر منزجرم از خودم، هوا، فضا، نفس و غیره اما متاسفانه چیزی خوندم که حتی بندهای کثافت ذهنم رو از هم درید و الان خلا ام، تهی، پوچ نه حتی خالیAdblock test (Why?)
نیمه شب 96
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:33
نیمه شب 96 چه همه وقته یادم رفت لذت نوشتن توی اینجا رو، الان نصف شبی دیدم چقدر هر روز از خودم دورتر و دورتر شدم، چقدر شبیه آدمی که اینجا مینوشت نیستم، نزدیک 6 ماهه که اینجا ننوشتم و چه همه چیز بر من گذشته، چه همه حرف که هیچ جا نمیشه زدش جز اینجا، خونه قدیمی و پر خاطره ی من❤ +جمعه چهارم فروردین ۱۳۹۶D...
فروردین 95
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 2:18
بعد از تقریبا یک ماه حس میکنم بهتر شدم، بعد از رفتن تا مرز سکته و گریه های ناتمام و ناراحت کردن خیلیا، امروز رفتم روی ترازو و ناراحت شدم، تصمیم گرفتم نامجوها رو پاک کنم و قبول کنم نباید پای دردهای گذشته رو دوباره توی زندگیم باز کنم و من یک بار به خاطر همشون درد کشیدم، لاک هام رو از شِید آو بلو به شِ...
شازده
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 2:18
الان که "شازده کوچولو" رو توی فایل بک آپ وبلاگ سرچ کردم، الان که دیدم چقد زیاد بوده ناله هام، الان که فهمیدم من جزئیات درد رو یادم رفته و فقط یه تصویر بزرگ دارم که خب شکسته ام و حالا بهترم و یادم رفته به چند هزار تیکه تقسیم شدم، الان پر حسرتم و پر حسرت و کلافه دست میکشم روی گونه هام، مث فیلما و میفه...